گذری بر مبانی معنوی موسیقی| کاری از آموزشگاه موسیقی آوای جاوید

FavoriteLoadingافزودن به علاقه مندی
به نام آنکه زیباست و زیبایی را دوست دارد

“گذری بر مبانی معنوی موسیقی”

کاری از آموزشگاه موسیقی آوای جاوید

گردآورنده: حمیدرضا فرهنگ

* * *

نــالــــــه سـرنا و تهـدیــــد دهـــل     چیزکـــــی مانــــــــــد از آن ناقور کل

پس حکیـــــــمان گفته اند این لحنها      از دوار چـــــــــــــرخ بــگرفتیم مــــا

بانگ گردشهای چرخ است این که      خلـق می سراینــــدش بــــه تنبــور و به حلق

مومنـــــــــان گویند کاثـــار بـهشت       نغــــز گردانیـــــــد هر آواز زشــــت

مـــا همــه اعضــای آدم بـــــوده ایم       در بــــهشت ایــــن لحنــها بشنوده ایم

گرچه بـــر ما ریخت آب و گل شـــکی        یادمــــان آیــــــــد از آنــــها انــدکی

موسیقی بانگ گردشهای چرخ را روایت می کند. موسیقی نغمه های شنیده شده در بهشت را به یادمان می آورد. موسیقی نغمه ای کوچک از بانگ ان ناقور عظیم اسرافیل است. موسیقی نغمه ای است که روح انسان را در کالبدش فرستاد هنگامی که خداوند جان حضرت آدم را آفرید، آن جان نخواست به کالبد درآید و چون پرنده ای پیرامون قفس تن می گردید.

آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود دو تار را که یکی نرینه و دیگری مادینه بود بنوازند و جان که می پنداشت نغمه در کالبد جای دارد در کالبد درآمد و در آن باقی ماند.

موسیقی آتش است و کیفیت آتش را بیان می کند.

آتش است این بانگ نای و نیست باد      هر که این آتــش ندارد نیست باد

آتش عشــــق است کانــدر نی فتاد      جوشش عشق است کاندر می فتاد

موسیقی به آتش آواز می بخشد و با این آواز عالمی را به آتش می کشد.

دو دهان داریم گویا همچـو نــی      یک دهــان پنــهانست در لبـهای وی

یک دهان نالان شده سوی شمـا     های و هــویــی در فکنده در سمـا

لیک داند هر که او را منظر است      کاین فغان زین سری هم زان سر است

دمــدم این نای از دمهای اوست      های و هــوی روح از هیـــهای اوست

موسیقی شعله عشقی است که هنرمند روایت می کند. و حکایتهای شیرین و تلخ گذشته بر انسان را در قالب ریتم و ملودی به هم می آمیزد.

 

نـی حدیث راه پر خون می کنـد      قصــه های عشق مجنــون مـی کند

به جرأت می توان گفت موسیقی یکی از عمیق ترین و موثرترین هنرها بر روح و روان و جسم انسان است. هنرمند با روحی لطیف و درونی پاک و زلال روی به آسمان دارد و لحنهای آسمانی را می شنود و برای ما می خواند و می نوازد تا شاید بتواند لحظاتی خوش را برای انسانی که روزگاری در بهشت می زیسته است فراهم نماید.

دستگاههای موسیقی و ملودیهای زیبا هر کدام حالت و اثری را برای ما تداعی می کنند. برای مثال دستگاه نوا تداعی کننده آرامش و یا سلام، دستگاه شور نمایشی از شور و مستی، آواز بیات اصفهان حکایت عشق و آتش و آواز دشتی یادآور بهشت از دست رفته می باشد.

 

از طرف دیگر نقش هنرمندی که قرار است لحنها و نغمات آسمانی را بر روی زمین روایت کندبسیار تعیین کننده می باشد:
برای نمونه داستانی از اسطوره های هندی نقل می کنیم .
این داستان درباره موسیقیدانی بزرگ است درزمانی که هنوز نوآموز بود و استاد او ویشنوی حکیم برای فرونشاندن غرور او، در عالم فرشتگان بنای عظیم و با شکوهی را به او نشان داد که در آن مردان و زنانی با دست و پاهای شکستة خود می گریستند.
آنها راگ و راگینی و یا به عبارت خودمان گوشه های موسیقی بودند و حکایت می کردند از نوآموزی که موسیقی نمی داند و در اجرای آن ماهر نیست و برای آنها آوازی نادرست و غلط خوانده است و آنها را به این حال و روز انداخته است و جز شنیدن آواز درست راه علاجی برای آنها وجود ندارد.
با مشاهده این صحنه او در مقابل استاد به زانو درآمد و درخواست نمود که به او هنر موسیقی را به طور کامل فراآموزاند و در نهایت خود او یکی از کاهنان بزرگ موسیقی شد.
این قــدر دریـــاب کاندر خانه خاطر، ملکنگـــذرد تا صورت دیوست بر دیــوار دلسعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاستگوش جان باید که معلومش کند اسرار راموسیقیدان باید درونی پاک، نفسی سالم، روحی لطیف، احساسی زلال و دارای فضائل اخلاقی باشد.  تا بتواند نغمات و ملودیهای به معنای واقعی زیبا و سحرانگیز را بشنود و اجرا نماید.
تا نگــردی آشنــا زین پرده رمزی نشنوی     گوش نامحــرم نباشد جای پیغام سروش
هنرمند اگر نتواند نغمات آسمانی را روایت کند هنرش اثری واقعی بر شنونده نخواهد داشت و به همان سرعتی که ملودیها به فکر می رسد به همان سرعت از گوش شنونده بیرون خواهد شد.
سخن کز دل برآید      لاجرم بر دل نشیند

در اینجا باید به نکته ای اساسی اشاره کرد و آنهم اثر موسیقی.

موسیقی درست و به قول حضرت مولانا آنچه حکیمان از دوار چرخ بگرفته اند اثری رو به بالا و بازگرداننده به اصل دارد.

گرچه بر ما ریخت آب و گل شــکی      یادمـــــــــان آیــد از آنـــها اندکی

و یا به قول حضرت حافظ:

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد       نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد

 

یا در جایی دیگر در دیوان شمس چنین می خوانیم:

 ای چنگ پرده های سپــاهانم آرزوست    وی نـــــــای نالة خوش سوزانـــم آرزوست

در پرده حجاز بگو خوش ترانــــــه ای     من هدهدم صفیــــــــــر سلیمانم آرزوست

از پرده عـــــراق به عشــــاق تحفه بر     چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست

آغاز کــــن حسینی زیرا که مایه گفتکان      زیر خــــرد و زیر بزرگانـــــم آرزوست

در خواب کــرده ای ز رهاوی مرا کنون      بیدار کن به زنــــگله کانـــــــــم آرزوست

این علم موسقی بر من چون شهادتست      چون مؤمنـــم شهادت و ایــــمانم آرزوست

 

 

در مقابل اثر موسیقی نادرست بر انسان را نظامی به زیباترین وجه در هفت پیکر در داستان نشستن بهرام روز چهارشنبه در گنبد پیروزه رنگ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم پنجم آورده است:

آنجا که ماهان مصری در راه خود سوار بر اسب خود و یا به قول نظامی فرس به دشتی می رسد که:

آمــــــد از هر طــرف نوازش رود       نالـــة بــربـــط و نــــــوای سرود

بانگ از آن سو که سوی ما بــخرام      نعــــره زین سو که نوش بادت جام

بر نشستــه هـــــــزار دیو به دیو      از در و دشت بــــــــر کشیده غریو

صَفَق و رقص بر کشیده خــــروش      مغــــــز را در سر آوریده به جـوش

هم بدان زخمه کان سیاهان داشـت      رقص کرد آن فرس که ماهان داشت

 

و اسب ماهان از نغمه ها و موسیقی های دیوان به رقص می آید و ناگهان اسب او به اژدهایی تغییر صورت می دهد.

کرد ماهـــان در اسب خویش نـظر      تا ز پایــــش چرا بــــــــرآمد پر

زیر خود محنـــت و بــــلایی دید      خویشتـــن را بـــــر اژدهایی دید

 

در اینجا اسب ماهان که نماینده نفس انسان است از شنیدن نغمه های دیوان به رقص در می آید و تبدیل به اژدها می شود و سوار خود را بر زمین می زند.

سو به سو می فکند و می بــردش                   کــــرد یکباره خستـــه و خردش

کرد بر وی هزار گونه فســـــوس                    تا به هنگام صبح و بانـــگ خروس

صبح چون زد دم از دهانه شیـــر                    حالـــی از گردنش فکنــــد به زیر

 

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

اکنون موضوع الهام نغمات به موسیقی دان را با ذکر مثالی روشن تر می کنیم:

 

کمتر کسی است که به داخل خانه های قدیمی دارای پنجره های مشبک زیبا با شیشه های رنگی نرفته باشد. این شیشه ها با تنوع رنگی خود مانند رنگهای زرد، قرمز و آبی در داخل خانه طیفهای رنگی زیبا و جالبی را پدید می آورند. در بیرون از اتاق نور بیرنگ و خالص است که از آفتاب برمی آید. در درون اتاق هم نور از هر شیشه ای عبور کند رنگ همان شیشه را به خود خواهد گرفت.هر چه شیشه ها تمیزتر باشند و گرد و غبار کمتری بر آن نشسته باشد نور را بهتر از خود عبور می دهد. در داخل اتاق هم هر کسی از رنگی بیشتر خوشش می آید. در مثنوی چنین آمده است:

 

آنک کـرد او در رخ خوبانت دنگ    نور خورشیدست از شیشة سه رنگ

شیشـه های رنگ رنگ آن نور را      می نمایند اینچنین رنگیـــن به ما

چون نماند شیشه های رنگ رنگ      نور بی رنگــت کنــد آنــگاه دنگ

خوی کن بی شیشه دیدن نور را      تا چو شیشه بشکند نبــــود عمی

 

نور خالص و بی رنگ نغمات و الحان آسمانی و بهشتی می باشد. اتاق همان عالم خاکی است و شیشه های رنگی سینه یا درون استاد است.

 

پس حکیمان گفتهاند این لحنها     از دوار چـــــــــــرخ بگرفتیـم ما

 

همانگونه که نور عبوری از شیشه سه رنگ رنگ شیشه را به خود می گیرد، نغمات نیز پس از عبور از سینه استاد رنگ و بوی او را به خود خواهد گرفت و البته هر چه شیشه صاف تر و بی پیرایه تر نغمات زیباتر و زیباتر:

 

از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا     هر ذره خـــاک مـــا را آورد در عــــلالا

سینه شکاف گشته دل عشق باف گشت      هچون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی

 

یک استاد کامل کسی است که قادر به شنیدن و اجرا نمودن آن الحان است و سبک یا شیوه به معنای کلی همان شیشه در مقابل نور بی رنگ است و روایتی که یک استاد از موسیقی می نماید بستگی تام و تمام به آنچه در درون او می گذرد، دارد. عواملی نظیر شناخت او از حقیقت، کمالات اخلاقی، روح و روانی پاک و احساساتی لطیف.

 

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز    نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

 

حال از آنجایی که هیچ دو استادی را نمی توان یافت که از لحاظ خصوصیات فردی شبیه باشند، در نتیجه سبک و سیاق هیچ دو استادی مثل یکدیگر نخواهد بود و هر استادی از منظر خودش موسیقی را روایت می کند.

 

خدایـــــا مطــربان را انگبین ده      برای ضـــرب دستـــی آهنین ده

چو دست و پای وقف عشق کردند   تو همشان دست و پای راستین ده

 

 

 

 


(مشاهده 42 مرتبه, 1 بازدید امروز)

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *